X
تبلیغات
سرگروه آموزشی ادبیات فارسی خدابنده
 
سرگروه آموزشی ادبیات فارسی خدابنده
 
 
ادبیات زبان فارسی عروض آرایه های ادبی نمونه سوالات
 
سیزده را همه عالم به در از شهر کنند 

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 16:57  توسط جاوید قربانی  | 
مُردم از درد  نازنینم ناز تا کی می کنی؟

سوز من را چاره ی ناساز تا کی می کنی؟

در دلم سودای تو  با عقل میدارد قمار

تو جفا با این دلِ غماز تا کی می کنی؟

هر سحر چشمِ ترا در جام می بینم ولی

چشمِ خلقی را نهان از  راز تا کی می کنی؟

بین کوران کر و کرهای کورم  من اسیر

این مکررهای من آغاز تا کی می کنی؟

گل فسرد از داغِ لاله  یاس افتاده به خاک

بلبلان را منعِ از آواز تا کی می کنی ؟

خرمنم سوزد از این آتش که دارم در گلو

مُردم از درد نازنینم ناز تا کِی می کنی ؟

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 16:55  توسط جاوید قربانی  | 
با عرض سلام خدمت تمام دوستان و همکاران

گاهنامه ی فرهنگی و ادبی گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی بالاخره منتشر شد که به زودی در اختیار همکاران محترم قرار خواهد گرفت در این شماره مطالب متنوعی چون : پیمان در داستان زال و رودابه، دم غنیمت شماری خیام، انالحق گویی حلاج، رستاخیز واجها، نکاتی در مورد هجاها و  واجهای فارسی و ... آمده است امیدوارم که مقبول نظر همکاران بزرگوار قرار گیرد. صمیمانه منتظر نظرات و پیشنهادها و مقالات شما عزیزان برای چاپ در شماره های آتی هستیم. نسخه ی pdf نشریه را می توانید از لینکهای زیر دریافت نمایید

با تشکر جاوید قربانی سرگروه ادبیات فارسی خدابنده

دریافت صفحه اول 

دریافت صفحه دوم و سوم

دریافت صفحه چهارم

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:44  توسط جاوید قربانی  | 
گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی خدابنده در نظر دارد مسابقه ای علمی با عنوان نگاهی به سوالات کنکور زبان و ادبیات فارسی در ده سال اخیر، جهت واکاوی و آشنایی هرچه بیشتر با نحوه ی طرح سوالات کنکوری در بین دبیران زبان و ادبیات فارسی برگزار نماید، کلیه همکاران گرامی می توانند جهت شرکت در این مسابقه ساعت ده صبح پنجشنبه 26 دی ماه در محل پژوهشگاه صدرا حضور به هم رسانند. سوالات عینا از سوالات مطرح شده در کنکور ده سال اخیر مقطع متوسطه طرح خواهد شد نفرات برگزیده نیز مورد تشویق و قدردانی قرار خواهند گرفت. بخشنامه را از این محل می توانید بخوانید

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم دی 1392ساعت 18:41  توسط جاوید قربانی  | 
سلام 

به لینک زیر بروید و شرح تمامی دروس ادبیات اول دبیرستان را بخوانید:

http://shagerd90.blogfa.com/post-12.aspx


 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 12:56  توسط جاوید قربانی  | 
بخش نامه گروه زبان و ادبیات فارسی شهرستان خدابنده و ارائه ی برنامه های خود

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 22:52  توسط جاوید قربانی  | 

3آبان 1379: درگذشت فريدون مشيری

پشت اين نقاب خنده، پشت اين نگاه شاد
چهره خموش مرد ديگری است
مرد ديگری که سالهای سال
در سکوت و انزوای محض
بی اميد بی اميد بی اميد زيسته
مرد ديگری که پشت اين نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گريسته
 
فريدون مشيری، شاعری که با سادگی و صميميت و قلب مهربان و اشعار لطيفش، شاعر مهربانی، طبيعت و انسانيت ناميده شده است. 
فريدون مشيری در30 شهريورماه 1305 در تهران چشم به دنيا گشود. او از دوران نوجوانی به شعر علاقمند شد و از همان سالها شعرسرودن را آغاز کرد به طوری که

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 22:41  توسط جاوید قربانی  | 

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي                             
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به كسي جمال خود را ننموده‏يي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شده‏ام ز ناله، نالي، شده‏ام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!
بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم                                      "
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجده‏گاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
نظري به سويِ (حافظ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي

 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 22:38  توسط جاوید قربانی  | 
دیدمت وه ، چه تماشایی و زیبا شده ای
ماه من ، آفت دل ، فتنه ی جانها شده ای
پشت ها گشته دو تا ، در غمت ای سرو روان
تا تو در گلشن خوبی گل یکتا شده ای
خوبی و دلبری و حسن حسابی دارد
بی حساب از چه سبب اینهمه زیبا شده ای
حیف و صد حیف که با اینهمه زیبائی و لطف
عشق بگذاشته اندر پی سودا شده ای
شب مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
باز آشوبگر خاطر شیدا شده ای
بین امواج مهت رقص کنان می بینم
لطف را بین ، که به شیرینی رؤیا شده ای
اشکها ریخته ام در دل شبهای سیاه
تا درخشنده چنین لؤلؤ لالا شده ای
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم
نازنینا ، تو چرا ؟ بی خبر از ما شده ای

شهریار
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 16:43  توسط جاوید قربانی  | 
طلوع مهر و تلالو ماه پرشکوهش بر تمامی همکاران پرتلاش  و دانش آموزان تشنه دانش خجسته باد
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 13:23  توسط جاوید قربانی  | 
الحمدلله ماموریت دو ساله ما نیز در لبنان به پایان رسید و لبنان و زیبایی هایش را و مردمان خون گرمش را و همکاران بزرگوارمان را و تمام خاطرات شیرینمان را همه را بدرود گفتیم برای تمامی همکاران آرزوی توفیق دارم و برای تمام دانش آموزانم نیز آرزوی موفقیت می نمایم
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1392ساعت 21:52  توسط جاوید قربانی  | 

"شعر محض خوب و خالی" عنوا مقاله ایست از نویسنده ی

 وبلاگ "جاوید قربانی" که به شرح و تبیین یکی از مصرع

 های شعر خوان هشتم استاد اخوان ثالث می پردازد این مقاله

 در مجله ی رشد ادب فارسی شماره 106 تابستان 1392

 چاپ شده است برای مطالعه ی این مقاله اینــــــــــــجا کلیک

 فرمایید. منتظر نظرات شما هستیم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 16:58  توسط جاوید قربانی  | 
اوضاع جهان بنگر درهم شده چون زلفت

در نظم جهان دستی بر طره ی پرخم زن

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 22:48  توسط جاوید قربانی  | 
گفته آمد که به دلجویی ما می آیی        نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 17:14  توسط جاوید قربانی  | 
گفته آمد که به دلجویی ما می آیی        نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 17:4  توسط جاوید قربانی  | 

با دلم دوش سر زلف تو بازي مي‌كرد

خواجه با بندة خود بنده‌نوازي مي‌كرد

گاه زنجير و گهي ماه و گهي گل مي‌شد

مختصر: زلف كجت شعبده‌بازي مي‌كرد

دل ز تأثير نگاه تو به خالت مي‌جست

مست را بين به كجا دست‌درازي مي‌كرد

قصه را راه ن‍َبد در حرم ما، چون عشق

شعله افروخته، بيگانه گدازي مي‌كرد

كاشكي ديشب‌ِ ما صبح نمي‌شد هرگز


با دلم دوش سر زلف تو بازي مي‌كرد

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1391ساعت 10:28  توسط جاوید قربانی  | 


 

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش

وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391ساعت 23:10  توسط جاوید قربانی  | 
" استقلال ابیات در غزل فارسی" جدیدترین مقاله ی نویسنده ی وبلاگ ُ جاوید قربانی" چاپ شده در مجله رشد ادب فارسی شماره ۱۰۴ زمستان ۹۱:

http://s1.picofile.com/file/7602231612/javid_ghorbani.pdf.html

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 19:54  توسط جاوید قربانی  | 
شرح چند شعر متون نظم و نثر 2 رشته انسانی دوره پیش دانشگاهی
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1391ساعت 16:4  توسط جاوید قربانی  | 

پاسخ خودآزمایی های فارسی پیش دانشگاهی بر اساس آخرین تغییرات کتب درسی سال91

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی مدارس خارج از کشور در حوزه سوریه اردن و لبنان (جاوید قربانی)

در صورت کپی برداری لطفا ارجاع به این وبلاگ را فراموش نکنید!

درس اول:

1- مقصود از « نی » روح و جان انسان آگاه و آشنا بر عالم معنا و نیز « مولانا » که از خود و خودی خالی است . « نیستان » عالم معنا و جوار حق تعالی است و جدایی : دوری جان انسان از جوار قرب الهی می باشد .

2-« هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش ( طلب وصل) »....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 23:16  توسط جاوید قربانی  | 

پاسخ خودآزمایی های فارسی پیش دانشگاهی بر اساس آخرین تغییرات کتب درسی سال91

گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی مدارس خارج از کشور در حوزه سوریه اردن و لبنان (جاوید قربانی)

در صورت کپی برداری لطفا ارجاع به این وبلاگ را فراموش نکنید!

درس اول:

1- مقصود از « نی » روح و جان انسان آگاه و آشنا بر عالم معنا و نیز « مولانا » که از خود و خودی خالی است . « نیستان » عالم معنا و جوار حق تعالی است و جدایی : دوری جان انسان از جوار قرب الهی می باشد .

2-« هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش ( طلب وصل) »....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1391ساعت 23:16  توسط جاوید قربانی  | 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 0:56  توسط جاوید قربانی  | 
کنایه های ادبیات سال دوم دبیرستان در ادامه مطلب


برچسب‌ها: آرایه های ادبی کتب دبیرستان
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 11:31  توسط جاوید قربانی  | 
بارم بندی درس زبان و ادبیات فارسی عمومی ( همه ی رشته ها )
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 14:44  توسط جاوید قربانی  | 
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی کایام گل و یاسمن و عید صیام است
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 15:9  توسط جاوید قربانی  | 
ادامه مطلب.....
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 0:15  توسط جاوید قربانی  | 

چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی

تو مگر که جان جانی که چو جان جان عزیزی

ز کجات جویم ای جان که کست نیافت هرگز

ز که خواهمت که با کس ننشینی و نخیزی....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 23:37  توسط جاوید قربانی  | 

ایمیل من:

 

javidghorbani56@yahoo.com

 |+| نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1391ساعت 15:13  توسط جاوید قربانی  | 

آغاز سال تحصیلی جدید بر همه ی دانش آموزان و همکاران مبارک باد

 |+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 21:52  توسط جاوید قربانی  | 
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم. . . . . . .  

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 0:20  توسط جاوید قربانی  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا