|
زبان و ادبیات فارسی مقطع دبیرستان
|
||
|
ادبیات زبان فارسی عروض آرایه های ادبی نمونه سوالات |
با دلم دوش سر زلف تو بازي ميكرد
خواجه با بندة خود بندهنوازي ميكرد
گاه زنجير و گهي ماه و گهي گل ميشد
مختصر: زلف كجت شعبدهبازي ميكرد
دل ز تأثير نگاه تو به خالت ميجست
مست را بين به كجا دستدرازي ميكرد
قصه را راه نَبد در حرم ما، چون عشق
شعله افروخته، بيگانه گدازي ميكرد
كاشكي ديشبِ ما صبح نميشد هرگز
ای سفر کرده، دلم بیتو بفرسود،بیا
غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا
سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد
گر زیانست درین آمدن از سود، بیا
مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو
تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا
ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش
وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا
ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو
باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا
گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من
دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا
زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم
دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا
کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن
کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا
گر بپالودن خون دل من داری میل
اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا
http://s1.picofile.com/file/7602231612/javid_ghorbani.pdf.html
پاسخ خودآزمایی های فارسی پیش دانشگاهی بر اساس آخرین تغییرات کتب درسی سال91
گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی مدارس خارج از کشور در حوزه سوریه اردن و لبنان (جاوید قربانی)
در صورت کپی برداری لطفا ارجاع به این وبلاگ را فراموش نکنید!
درس اول:
1- مقصود از « نی » روح و جان انسان آگاه و آشنا بر عالم معنا و نیز « مولانا » که از خود و خودی خالی است . « نیستان » عالم معنا و جوار حق تعالی است و جدایی : دوری جان انسان از جوار قرب الهی می باشد .
2-« هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش ( طلب وصل) »....
پاسخ خودآزمایی های فارسی پیش دانشگاهی بر اساس آخرین تغییرات کتب درسی سال91
گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی مدارس خارج از کشور در حوزه سوریه اردن و لبنان (جاوید قربانی)
در صورت کپی برداری لطفا ارجاع به این وبلاگ را فراموش نکنید!
درس اول:
1- مقصود از « نی » روح و جان انسان آگاه و آشنا بر عالم معنا و نیز « مولانا » که از خود و خودی خالی است . « نیستان » عالم معنا و جوار حق تعالی است و جدایی : دوری جان انسان از جوار قرب الهی می باشد .
2-« هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش ( طلب وصل) »....
چه عجب کسی تو جانا که ندانمت چه چیزی
تو مگر که جان جانی که چو جان جان عزیزی
ز کجات جویم ای جان که کست نیافت هرگز
ز که خواهمت که با کس ننشینی و نخیزی....
ایمیل من:
javidghorbani56@yahoo.com
آغاز سال تحصیلی جدید بر همه ی دانش آموزان و همکاران مبارک باد
اولدوز ساياراق گوزله ميشم هر گئجه ياری
گج گلمه ده دير يار يئنه اولموش گئجه ياری
گؤزلر آسيلی يوخ نه قارالتی نه ده بير سس
باتميش گولاغيم گؤرنه دؤشور مکده دی داری . . . . . . .
شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟..........
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
با تشکر از : http://www.gohareparsi.blogsky.com/1390/02/23/post-39/ گوهر فارسی
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
با تشکر از سایت پژوهشگاه صدرا
سلام من یک دانش آموز کنکوری هستم چندتا سوال داشتم که نتونستم به جوابی برسم :اول اینکه فرق اسم مرکب و صفت مرکب و همچنین اسم مشتق و صفت مشتق رو میخوام بدونم مثلا تو کتاب اسم+پسوند ه :رو هم صفت زده هم اسم همینطور صفت+اسم =اسم و صفت مرکب*تکواژ+بن=اسم و صفت مرکب *بن+پسوند=اسم و صفت مشتق*اسم + پسوند صفت+پسوند=اسم و صفت مشتق
تو کنکور چه جوری اینارو تشخیص بدیم راهکاری داره یا نه
دوم اینکه *عشق او در جان ما کاریده اند* آرایه ی استعاره دارد یا کنایه؟
جواب:
دوست من سلام
اسم و صفت هر دو واژه اند و از لحاظ ساختمان هیچ فرقی با هم ندارند یعنی هر دوی آنها به ساده و مشتق و مرکب و ... تقسیم می شوند پس برای شناخت این دو از هم نباید از روی ساختمانشان قضاوت کنی. بلکه باید از لحاظ دلالت و کاربردشان داوری کنی. اسم ویژگی های خاص خود را دارد مثلا: بر چیزی یا مفهومی خاص دلالت می کند. با ان و ها جمع بسته میشود. نشانه ی ی نکره می گیرد می تواند مضاف و مضاف الیه واقع شود و همچنین نقش ها ی دستوری نهاد و متمم و مفعول می تواند باشد. ولی صفت بر چیز خاصی به طور عینی دلالت نمی کند و یکی از ویژگی ها و خصوصیات اسمی دیگر را بیان می کند. مشکل اینجاست که امروزه بسیاری از صفت ها جانشین اسم می شوند و نقش اسمی هم قبول می کنند مثل قرمزها! آبی ها در حالی که هر دوی آنها صفتند نه اسم.
سوال دوم این که به نظر من این بیت استعاره ی مکنیه دارد یعنی تشبیهی است که مشبه به اش حذف شده است در واقع اصل تشبیه این بوده: عشق او را مثل دانه در قلب ما کاشته اند.
|
|