به نام حق شرح چند شعر متون نظم و نثر 2 رشته انسانی دوره پیش دانشگاهی
هر که عاشق تر بود بر بانگ آب
1- دیوار بلندی کنار جویی قرار داشت و تشنهی دردمندی هم بر روی دیوار نشسته بود. نکات: تشنه نماد عاشق، طالب معرفت و کمال/ جو نماد حقیقت/ دیوار نماد موانع بین عاشق و معشوق
2- آن دیوار بین آن تشنه و آب مانعی ایجاد کرده بود و آن تشنه برای رسیدن به آب مثل ماهی بی قرار و ناآرام بود. نکات:آب نماد معشوق/ در مصرع دوم تشبیه وجود دارد.
3- او ناگهان خشتی در آب انداخت و صدای آب به گوشش رسید مثل صدای معشوقی که عاشقش را به سوی خود بخواند./ نکات: خطاب: به سوی خود خواندن، فرا خواندن عاشق از جانب معشوق/ در مصرع دوم تشبیه وجود دارد.
4- صدای آب مثل صدای معشوق زیبا و دلپذیری بود که عاشقش را به سوی خود بخواند و این صدای آب او را مثل شراب مست کرد. نکات: / هم در مصرع اول و هم در مصرع دوم تشبیه وجود دارد/ یار شیرین لذیذ: حس آمیزی دارد
5- آن عاشق رنجدیده به خاطر صفا و پاکی صدای آب به سرعت خشت ها را از دیوار می کند و به آب می انداخت. نکات: ممتحن: توضیحات کتاب/ صفای بانگ حس آمیزی دارد/ خشت نماد موانع بین عاشق و معشوق/
6- آب بانگ می زد و می گفت : ای تشنه از خشت انداختن به آب چه فایده ای می بری؟ نکات: خشت نماد موانع بین عاشق و معشوق/ آب نماد معشوق/ هی شبه جمله است/را در مرا جانشین حرف اضافه: "به" است و در "تو را" جانشین حرف اضافه: "برای" است
7- تشنه گفت: ای آب من از این کار دو فایده می برم پس هرگز این کار را ترک نمی کنم. نکات: را در "مرا" نشانه ی مالکیت است/ آبا: ای آب( منادا است پس یک جمله شمرده می شود)/ دست داشتن از چیزی کنایه از کنار گذاشتن و ترک کردن آن است/
8- فایده ی اول این کار شنیدن صدای آب است صدایی که برای تشنگان مثل صدای رباب لذت بخش است. نکات: سماع: شنیدن/ رباب از وسایل موسیقی قدیمی/ کاربرد ضمیر" او" برای غیر انسان در مصرع دوم/ رباب مجازا صدای آن است.
9- صدای آن مثل صدای صور اسرافیل است که مرده را به زندگی جاودانه می رساند.( عاملی که سبب تجدید حیات می شود فراخوانده شدن عاشق از طرف معشوق است.) نکات: کاربرد ضمیر" او" برای غیر انسان در مصرع اول/ را" در مصرع دوم فک اضافه است: زندگی مرده/ اسرافیل: از فرشتگان مقرب الهی است که هنگام رستخیز در صور(شیپور، شاخ) می دمد تا مردگان از گور برخیزند/ تشبیه در مصرع اول
10- یا صدای آب مثل صدای غرش آسمان است ( که نوید بخش باران است) که باغ با شنیدن آن صدا گل ها و سبزه های زیادی می رویاند. نکات: بانگ رعد را می توان به علاقه لازمیه مجاز از باران دانست/ تشبیه در مصرع اول/ باغ نماد جان انسان است/ کاربرد ضمیر "او" برای غیر انسان/ نگار استعاره از گلها و سبزه ها
11-فایده ی دیگر کار من این است که با کندن هر خشتی از این دیوار به آب گوارا نزدیک تر می شوم. نکات: ماء معین: آب گوارا نماد معشوق/ خشت نماد موانع
12-زیرا هر بار که من خشت ها را از دیوار می کنم و آن ها را از روی دیوار کم می کنم دیوار بلند هم کوتاه تر می شود. نکات: پست و بلند تضاد دارند
13-تا زمانی که این دیوار بلند است مانع رسیدن من به آب می شود. نکات: عالی گردن کنایه از بلند/ سر فرود آوردن کنایه از تعظیم و فروتنی
14-تا زمانی که از وجود مادی خود رهایی نیافته ام نمی توانم در برابر معشوق خودم سجده کنم. نکات: آب حیات استعاره از معشوق/ تن خاکی: وجود مادی، دلبستگی های جسمانی/ بیت های هم معنی: یک قدم بر سر وجود نهی وان دگر در بر ودود نهی/ خود را بر در بگذار و بیا/ از در درآمدی و من از خود به در شدم و ...
15-از بین کسانی که روی دیوار هستند هر کس که تشنه تر باشد زودتر خشت و گل دیوار را می کند تا به آب برسد.( هر کس که عاشق تر باشد زودتر از دیگران موانع و حجابها را پشت سر می گذارد.) نکات: دیوار نماد مادیات و موانع بین عاشق و معشوق/ تشنه نماد عاشق/ مدر به معنی گل در اینجا نماد حجابهای ظلمانی و دلبستگی های دنیوی و موانع است
16-کسی که به صدای آب عاشق تر باشد، کلوخ های درشت تر و بزرگتری از موانع را می کند.(کسی که بیشتر از دیگران عاشق باشد، برای رسیدن به معشوق موانع بزرگتری را از سر راه بر می دارد) نکات: هم معنی با بیت قبلی/ آب نماد معشوق/ کلوخ نماد دلبستگی های مادی/ حجاب نماد تعلقات
خرگیری
1-یکی با هیجان و اضطراب و ترس به خانه ای می گریخت. نکات: در خانه ای در: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم/ زرد رو و لب کبود و رنگ ریخته هر سه کنایه ترسیده /
2-صاحب خانه گفت اینکه اندام تو از ترس مثل بدن پیر می لرزد، خیر باشد. نکات: را فک اضافه است: دست تو/ دست مجازا بدن/تشبیه در مصرع دوم
3-جریان چیست؟ چگونه فرار کرده ای و چگونه از شدت ترس رنگ از رخت پریده؟ نکات: رنگ رخساره ریختن کنایه از ترسیدن
4-گفت: در کوچه و بازار الاغها را برای بارکشی و بیگاری جهت شاه سرکش می گیرند. نکات: برون مجازا کوچه و بازار
5-گفت ای عزیز من خرها را می گیرند اینجا که خری نیست، چون که تو خر نیستی آسوده باش و نگران نباش. نکات: جان عم کنایه از عزیز من/ " را " نشانه مالکیت است: تو غمی نداری.
6-گفت: آنها چنان در گرفتن خر جدّی و مصمم هستند که اگر مرا بجای خر بگیرند چندان عجیب نخواهد بود. نکات: گرفت: گرفتن(مصدر مرخّم است با فعل اشتباه نشود) ضمیر "م" در خرم مفعول است/ خرم گیرند جمله 4جزئی با مفعول و مسند است/
7-آنها چنان به خرگیری اقدام کرده اند که راستی راستی قدرت تشخیص آنها از بین رفته است. نکات: دست برآوردن به چیزی کنایه از اقدام کردن به آن است/
8-چون که افراد نادان و ناشایست سرور ما شده اند، از روی نادانی صاحب خر را به جای خر می گیرند. نکات: ضمیر "مان" مضاف الیه سرور است که جابه جایی ضمیر متصل شخصی صورت گرفته/
حرف حساب
1-مدتی کار ما به تأخیر افتاد در نتیجه مدّعی و مخالف ما مثل شیر جرئت پیدا کرد. نکات: تشبیه بلیغ اسنادی در مصرع دو م/ بیت به تقلید از این بیت مولوی است: مدتی این مثنوی تأخیر شد مدّتی باید که تا خون شیر شد.
2-مدّعی با خود می گفت: این من هستم که مثل طاووس بهشتی به اوج مقام و شوکت رسیده ام و به خاطر لجبازی با گل آقا اینچنین شده ام. نکات: مصرع اول تضمینی است از مولوی/ مصرع اول تشبیه بلیغ اسنادی دارد
3-ما با دو جملهی کوتاه شرمنده و پشیمانش کردیم، جلوی سخنانش را گرفته و ساکتش کردیم. نکات: سبیل کسی را سوختن: کنایه از پشیمان و شرمنده کردن است/ دهان کسی را دوختن: کنایه از ساکت کردن/ نطق مجاز از دهان
4-به ناچار او نیز عیب های ما را بیان کرده و حرف های بی ربطی در مورد ما گفته بود. نکات: آسمان با ریسمان بافتن کنایه از حرف های بی ربط گفتن
5-معنی بیت واضح است
6-او با وجود داشتن چشم و گوش باز، کور و نابیناست، شما در مورد ادعای او قضاوت کنید. نکات: مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/ عمی: کور / جذف فعل اسنادی "است" از آخر جملات به قرینه معنوی
7-همه باید توفیق کسب علم و ادب را از خداوند بخواهیم. نکات :مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/
8-انسان بی ادب حق ندارد که سخن راست و درست را بی ارزش و بی رونق کند.نکات: جناس تام بین حق(اجازه) و حق (راست و درست)/ تق و لق کردن چیزی کنایه از بی ارزش کردن آن است
9-من نزد تمامی افراد ناله و فریاد سر دادم تا (یا با همه افراد هم درد شدم تا) در این دوران به شهرت گل آقا بودن رسیدم نکات :مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/
10-هر دوی ما در یک سطح و با امکانات مشترک تلاش کردیم اما من مثل بلبل با ارزش شدم در حالی که غضنفر مثل کلاغ بی ارزش شد نکات: این بیت با بیت بعدی تقلیدی از اشعار مولوی است مثل: هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب/ از یک چراغ دود خوردن کنایه از هم سطح بودن است/ مصرع دوم دو تشبیه بلیغ اسنادی دارد.
11-هر دوی ما از یک امکانات بهره بردیم ولی پیشرفت و ترقی من از او بیشتر بود( من مثل خرمای مرغوب شدم و او مثل خرمای خشک و بی ارزش) مصرع دوم دو تشبیه بلیغ اسنادی دارد.
12-ما از کسی گله نداریم چون من (که مثل عقاب هستم) در برابر غضنفر (که مثل چلچله کوچک و ناتوان است،) سست و ضعیف نیستم. نکات: کم نمی آید کنایه از :ضعیف و ناتوان تر نیست/ مصرع دوم تمثیل است/
13-همچنانکه باد سرد باعث ریزش برف می شود، مدّعی هم باعث سخن گفتن ما می شود( ما را وادار به سخن گفتن می کند) نکات: سر حرف آوردن کنایه وادار به سخن کردن است.
14-وگرنه ما اهل دعوا و درگیری نیستیم یا لااقل اکنون چنین تصمیم نداریم.
15-ای کسی که با خودت ثروت و سرمایه داری چرا بیهوده خودت را با ما درگیر میکنی. نکات: بار و بنه مجازا سرمایه و ثروت/ تنه زدن کنایه از : بهانه گرفتن و تلاش برای درگیری است
16-اگر می خواهی مثل من شوی وجود مادی خود را کنار بگذار تا نیازی به تعلّقات مادی نداشته باشی. نکات: مصرع دوم را از مولوی تضمین کرده است
17-اگر دنیا هم ویران شد تو هیچ حرفی نزن تا سخن تو هم درست و باارزش باشد. نکات: لب تر کردن کنایه از سخن گفتن/ پر از آب شدن دنیا کنایه از ویران شدن آن / حرف حساب کنایه از سخن درست و با ارزش/
18-من که هیچ یک از اعضای بدنم آگاه و هوشیار نیست نمی توانم حرفی بزنم، مدعی و مخالف زیادی دارم در حالی که هیچ یار و همدمی ندارم. نکات: رگ مجازاُ اجزای بدن
تاوان این خون
1- روزی که خورشید در جام شفق شراب ریخت و سر امام حسین مثل خورشید بر سر چوب خشک نیزه ها نمایان شد. نکات مهم: جام شفق: اضافه تشبیهی/ خشک چوب: ترکیب وصفی مقلوب/ مل: شراب/ گل کردن: کنایه از نمایان شدن/ خورشید در مصرع دوم استعاره از سر امام حسین
2- خورشید(چهره نورانی امام حسین) و شفق(خون سرخ امام حسین) را همچون صدفی در آب- که به روشنی پیداست- دیدم با این همه سر امام حسین را بر نیزه دیدن برایم مثل خواب بود و نمی توانستم آن را باور کنم نکات: شید و خورشید استعاره از سر امام حسین/ شفق استعاره از خون سرخ امام حسین /چیزی را مثل خواب دیدن کنایه از ناباوری/+توضیحات کتاب
3- آیا سر امام حسین را بر نیزه دیدم؟ آری همین طور است، دیدن سر خورشیدوار حسین بر روی نیزه عجیب و شگفت است. نکات: خورشید استعاره از سر امام حسین/" را" فک اضافه است: بر نیزه دیدن خورشید
4- ای ساقی امشب قبل از همه شراب عشق را در جام من بریز(قبل از همه مرا مست معشوق کن) و با من بیشتر سازگاری و مدارا کن. نکات: ساقی نماد دلجویی کننده/ کن و کن جناس تام/ بیش و پیش: جناس ناقص اختلافی/
5- در سرچشمه تشنگان برای خوردن آب مقدم تر هستند پس شراب را اول به من بده(چون بیشتر از دیگران عاشق و تشنه معشوق هستم)زیرا دوستانم می توانند صبر کنند. نکات: بیت حسن تعلیل دارد.
6- من هرگز نمی توانم که تا سحرگاه پیروزی و آزادی با شب ظلم و بی عدالتی همنشین باشم من درد و ناراحتی دارم پس نمی توانم صبر کنم. نکات: استفهام انکاری در هر دو مصرع/ زخم مجازا زخم و ناراحتی به علاقه سببیه/
7- ساکن شدن و تثبیت ظلمت به مردم نادان و غافل مبارک باشد، ساقی به سلامت باشد این برقرای ظلم و ستم به کسانی که صبر و درنگ کردند و به امام حسین کمک نکردند مبارک باشد. نکات: کوران: استعاره از غافلان/ بیت نوعی طنز دارد.
8- به خاطر این دردهای قدیمی که در دل دارم بی قرار و ناراحت هستم و با وجود اینکه در این دنیا ساکن هستم باز هم احساس غریبی می کنم. نکات: اینجا مجازا دنیا/ مصرع دوم پارادوکس دارد: غریب بودن در خانه خود/ زخم های کهنه کنایه از درد های قدیمی
9- من با صبر کردن و سکوت در برابر ظلم، کینه و دشمنی دارم و همانطور که آدم در مرگ فرزندش هابیل ماتمزده بود من هم در سوگ امام حسین داغدار و ماتمزده هستم. نکات: تلمیح به داستان حضرت آدم و کشته شدن فرزندش هابیل به دست قابیل
10- من از شمشیر قابیل(ظالمان) زخم خورده و مجروح هستم و وارث درد و رنج هابیل هستم. نکات: تلمیح به داستان کشته شدن هابیل به دست قابیل / قابیل نماد ظالمان و هابیل نماد مظلومان
11- من از زمانی که حضرت محمد یتیم بود عهد بسته ام و در کودکی با عاشقی و از خودگذشتگی پیمان خون بسته ام. نکات: تلمیح به یتیم ماندن حضرت محمد در کودکی/ مهد مجازا کودکی/ مهد و عهد جناس دارند
12- من همراه با ابوذر ریگهای سوزان بیابان را تحمل کردم و مثل عمار همچون ابر و دریا گریستم. نکات: تلمیح به داستان تبعید شدن ابوذر صحابه پیامبر در زمان خلافت عثمان
13- من تلخکامی صبری که مظهر صبر خدا(حضرت علی) است در کام خود دارم (یعنی من تلخی صبر و سکوت علی را چشیده ام) و تلخی رنج امام حسن را هم چشیده ام. نکات: تلخی صبر حس آمیزی دارد/ صبر ایهام تناسب دارد به معنی شکیبایی است ولی در معنی نوعی درخت دارای میوه های تلخ با تلخی تناسب دارد/ جام استعاره از وجود و خاطر/ صفرا در لغت ماده زرد رنگ و تلخی است که ار کبد تولید می شود و در اینجا مجازا رنج و درد و ناراحتی است به علاقه سببیه(قدما معتقد بودند که به هم خوردن فعالیت صفرا باعث خشم و ناراحتی انسان می شود)/
14- من از ستمگران زخم خوردم و در برابر ستم آنها صبر کردم و برای شهادت با امام حسین در روز عاشورا با او همراه شدم
16- فریاد انسانهای خسته سر به آسمان می کشید و خون انسانهای پاک در دشت و صحرا موج می زد. نکات: خسته ایهام تناسب دارد1- یاران خسته امام حسین2- ناتوان و مجروح با فریاد تناسب دارد./ سر بر اوج زدن کنایه از بلند شدن/ مصرع دوم اغراق دارد
17- خدایا ما چه انسانهای بی احساسی بودیم و چه مردمان ناجوانمرد و پستی بودیم. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد)نکات: آرایه تکرار
18- خدایا امام حسین کشته شد و ما سالم و زنده ماندیم؛ زینب(س) به اسارت رفت در حالیکه ما آسوده خاطر بودیم. نکات: از پا افتادن کنایه از کشته شدن، نابود شدن/ بر پای بودن کنایه از زنده و سالم بودن/
19- با کمک ما برای کشتن امام حسین و یارانش روی ریگهای صحرا فرش چرمین گستردند و دست علمدار خدا، عباس(ع) را قطع کردند. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: نطع : فرشی چرمین که بر زمین می گستردند و سر محکومین را روی آن می بریدند/ دست در مصرع اول مجازا کمک/
20- سر فرزندان نو رسیده پیامبر و خاندانش را بریدند. نکات: را در هر دو مصرع فک اضافه است/ مرغان بستان خدا استعاره از حسین(ع)و یارانش
21- هنگام شهادت خاندان پیامبر ما شاداب و خوشحال بودیم، زنجیر اسارت را تحمل کردیم و منتظر مرگ طبیعی بودیم. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: برگ کردن هنگام برگریزان پارادوکس دارد/ برگ ریز کنایه از شهادت/ باغ استعاره از خاندان پیامبر / برگ کردن کنایه از شادابی/ زنجیر خاییدن کنایه از کار بیهوده کردن/
22- مثل انسانهای پست و فرومایه ننگ سلامت جویی را بر خود خریدیم و جریمه و تاوان شهادت امام حسین تا قیامت بر عهده ما ماند. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: سلامت مجازا عافیت طلبی/ خون مجازا قتل و شهادت به علاقه لازمیه/
در ذکر عشق
1- معنی بیت توضیحات کتاب/ نکات : مفهوم: عشق مایه کمال و ترقی انسان است/ عشق آرایه تشخیص دارد/ سرنما کنایه از سربلند کننده/
2- عشق اسرار خود را با انسان سرباخته در میان می گذارد چون می داند که سر انسان(زبان او ) اسرار را افشا می کند.(بیت: هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند/ من عرف الله کلّ لسانه: هر که خدا را بشناسد زبانش از گفتن این رازگنگ می شود/ سر مجازا زبان/ بیت حسن تعلیل دارد/ غماز: سخن چین/
3- برخیز و خود را آماده عاشقی کن زیرا مؤذن بانگ دعوت به سوی نماز عشق را سر داد نکات: قامت نمودن: کنایه از آماده شدن/ قد قامت مجازا اذان و تلمیح هم دارد به جمله قد قامت الصلاه /
4- توضیحات کتاب/ آب آتش فروز و آتش آب سوز پارادوکس دارد./ عشق آب آتش افروز است و عشق آتش آب سوز است تشبیه بلیغ اسنادی است/
5- عشق فراتر از تعلقات مادی و دلبستگی های جسمی است همانطور که پرنده زیرک در قفس نمی ماند. نکات: چارمیخ تن در لغت اخلاط چهارگانه بدن انسان است:خون، بلغم، سودا و صفرا/ تن مجازا کل تعلقات / چارمیخ مجازا دلبستگی های جسمی/ بیت اسلوب معادله هم دارد/
6- جانی که از عشق بی بهره باشد مانند مرغ خانگی است که قدرت پرواز ندارد(تشبیه)/ یگانگی:عشق
7- مرغ خانگی سوی اوج پرواز نمی کند، پر و بال دارد اما نمی تواند به سوی اوج پرواز کند.نکات: ش در کش متمم است: که برای او/ سفر مجازا حرکت/ علو : بلندی/ با بیت قبل موقوف المعانی است/
8- تمام همت چنین مرغی آنست که رزق و روزی بخورد و تمام قدرتش آنست که دور خانه پرواز کند(مفهوم: کوتاه همت و کم قدرت است) نکات: دانه مجازا رزق و روزی و غذا/
9- بنده عشق باش تا از بلاها و زشتی و تباهی رهایی یابی
10-در راه عشق لذت های شخصی و نفسانی موجود نیست، عاشقان کاری با میل و هدف شخصی ندارند. نکات: مصرع دوم استفهام انکاری دارد/ تقدیم فعل در مصرع اول/ بیت: به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل افگارها
11-عاشق واقعی هرگز به دنبال اهداف شخصی نمی رود و آن را نوعی کفر ورزی می داند و عاشق از آرزوهای شخصی خودش بیزاری می جوید.
12-خداوند خودش پاک و منزه است و کارها را نیز پاک و خالص می خواهد. تلمیح: انّ الله جمیل و یحب الجمال/ هو الله الخالق الباری المصوّر/
13-محدوده ی زمین برای لهو و لعب است و دنیای عشق برای اخلاص و پاک بازی است. نکات: را در هر دو مصرع جانشین حرف اضافه است/ خاک مجازا زمین، دنیا // انما الحیاه الدنیا لهو و لعب/
14-عاشقان در شب تاریک سر بر سجده می گذارند( یا : در راه معشوق سر خود را از دست می دهند) در حالی که تو به این فکر هستی که چگونه ثروت و مادیات برای خود کسب کنی. نکات: سر نهادن ایهام دارد:1- از دست دادن سر 2- بر سجده نهادن/ سر مجازا پیشانی/ دستار نماد مادّیات/
15-16-17-سه بیت متوالی موقوف المعانی است: شخصی ناآگاه از عالم عشق، عاشقی را دید که در حال مرگ می خندید به او گفت:در هنگام مرگ خنده و خوش رویی تو به خاطر چیست؟ عاشق گفت: وقتی که زیبارویان جمال خود را نشان بدهند عاشقانشان نیز اینگونه شادمان در برابر آنها می میرند. نکات: یکی فسرده نهاد مصرع اول است/ خوش استادن کنایه از خوش رویی است/ پرده برگرفتن کنایه از نشان دادن خود/
18- راه و راهنما برای عشق وجود ندارد و در راه عشق مقام و منصب جایگاهی ندارد. نکات: را در مصرع اول نشانه مالکیت است/ سر و کلاه مجازا مقام و منصب/
19- عاشق در پرداختن به عشق و معشوق از خود اختیاری ندارد، عشق آنگونه که تو می پنداری نیست. نکات: یادآور این سخن پیامبر است: فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک ان اردت و او لم ترد: خدا به بنده می گوید که تو عاشق و محب مایی ما معشوق و محب توایم چه بخواهی و چه نخواهی
مؤفق باشید- جاوید قربانی
